مدل رسانهای PESO چیست؟ راهنمای ترکیب چهار نوع رسانه
مدل PESO بیش از یک دهه است که در بازاریابی و روابط عمومی استفاده میشود، اما نسخهای که در سال ۲۰۲۶ از آن صحبت میشود صرفا همان نمودار قدیمی با چهار بخش نیست. تغییر اصلی در نام اجزای مدل اتفاق نیفتاده؛ چیزی که عوض شده نحوه استفاده از آن در سازمانهایی است که تیمهای کوچکتر دارند، از هوش مصنوعی در بخش بزرگی از فرایندهای خود استفاده میکنند و همزمان باید ارتباط روشنتری میان فعالیتهای ارتباطی و نتایج کسبوکار نشان دهند.
مقاله منتشرشده در Spin Sucks توضیح میدهد که مدل PESO در سال ۲۰۲۶ از یک چارچوب برای انتخاب کانالها به یک سیستم عملیاتی برای بازاریابی و ارتباطات تبدیل شده است. مسئله دیگر فقط این نیست که از رسانه پولی، کسبشده، اشتراکی یا تحت مالکیت استفاده کنیم؛ مهمتر این است که این چهار بخش چگونه در یک ترتیب منطقی به هم متصل شوند و در نهایت یک هدف واحد را دنبال کنند.
این تغییر در دورهای اتفاق افتاده که اجرای بسیاری از کارها سریعتر شده است. هوش مصنوعی میتواند تولید محتوا، تحلیل داده، آزمایش پیامها و بهینه سازی بعضی فعالیتها را سرعت دهد. اما سریعتر شدن اجرا الزاما به معنی تصمیمگیری بهتر نیست. اگر اولویتها روشن نباشند، سرعت فقط حجم بیشتری از محتوا، فعالیت و گزارش تولید میکند و تشخیص اینکه چه چیزی واقعا نتیجه ساخته دشوارتر میشود.
مدل PESO دقیقا چیست؟
PESO از کنار هم قرار گرفتن چهار نوع رسانه ساخته شده است: Paid ،Earned ،Shared و Owned. در فارسی میتوان آنها را رسانه پولی، رسانه کسبشده، رسانه اشتراکی و رسانه تحت مالکیت نامید.
در نگاه ساده، مدل میگوید این چهار نوع رسانه نباید جدا از یکدیگر برای بودجه، توجه یا اعتبار رقابت کنند. برنامه ارتباطی زمانی قدرتمندتر میشود که هر بخش، بخش دیگر را تقویت کند.
| بخش مدل PESO | تعریف | نقش در مدل تکاملیافته |
| رسانه تحت مالکیت | وبسایت، وبلاگ، گزارش، خبرنامه و محتوایی که سازمان کنترل مستقیم بر آن دارد | مرکز ساخت اعتبار، تخصص و مرجع اصلی اطلاعات برند |
| رسانه کسبشده | پوشش خبری، نقل قول، بررسی، مصاحبه و اشاره منابع مستقل | تایید مستقل ادعاها و تقویت اعتبار ساختهشده در رسانه تحت مالکیت |
| رسانه اشتراکی | شبکههای اجتماعی، تعامل کاربران، بازنشر، نظر و محتوای جامعه | نشان دادن اینکه چه پیام یا محتوایی واقعا با مخاطب ارتباط برقرار کرده است |
| رسانه پولی | تبلیغات، محتوای حمایتشده، تبلیغات اجتماعی و سایر توزیعهای پولی | تسریع و گسترش چیزی که پیش از آن نشانههای موفقیت خود را نشان داده است |
مدل PESO چه چیزی نیست؟
یکی از تاکیدهای مهم نسخه ۲۰۲۶ این است که PESO نباید به عنوان یک جدول ساده از کانالهای رسانهای در نظر گرفته شود. این مدل فقط متعلق به تیم روابط عمومی نیست، چکلیستی برای توزیع محتوا نیست و قرار نیست چهار بخش را روی یک نمودار قرار دهیم و بعد هر تیم را مسئول یکی از آنها کنیم.
منطق اصلی مدل درست برعکس چنین تفکیکی است. PESO قرار است پیش از شروع اجرا، تیم روابط عمومی، بازاریابی، محتوا، شبکههای اجتماعی، تبلیغات و آژانسهای بیرونی را روی یک هدف مشترک قرار دهد.
به همین دلیل میتوان آن را زبان مشترک بازاریابی و ارتباطات دانست. استراتژی، تولید محتوا، روابط رسانهای، شبکههای اجتماعی و تبلیغات به جای اینکه مجموعهای از پروژههای مستقل باشند، اجزای یک سیستم واحد میشوند.
اجرای سریع بدون هماهنگی میتواند مشکل را بزرگتر کند
هوش مصنوعی هزینه و زمان اجرای بعضی فعالیتها را کاهش داده است. حالا یک تیم میتواند در مدت کوتاهی تعداد بیشتری متن، تصویر، تحلیل، تبلیغ یا پیشنهاد تولید کند. اما همین قابلیت یک خطر دارد: اگر تیمها روی هدف، مخاطب و اولویتها توافق نداشته باشند، فناوری فقط آشفتگی موجود را سریعتر گسترش میدهد.
در چنین فضایی، ارزش PESO در محدود کردن خلاقیت یا سرعت نیست؛ مدل تلاش میکند پیش از سرعت، وضوح ایجاد کند. ابتدا مشخص میشود چه نتیجهای اهمیت دارد و بعد فناوری برای سریعتر رسیدن به همان نتیجه به کار میرود.
مدل PESO تا سال ۲۰۲۶ چگونه تکامل پیدا کرده است؟
ثابت ماندن نام PESO به معنی ثابت ماندن مدل نیست. چهار حرف همان چهار نوع رسانه را نشان میدهند، اما نحوه کار کردن با آنها تغییر کرده است.
Spin Sucks سه واقعیت را عامل اصلی این تحول میداند. نخست اینکه هوش مصنوعی وارد جریان روزانه بازاریابی و ارتباطات شده است. دوم اینکه بسیاری از تیمها کوچکتر و تختتر شدهاند، اما از آنها خروجی بیشتری انتظار میرود. سوم اینکه مدیران دیگر صرفا تعداد فعالیتها را نمیخواهند و به دنبال ارتباط روشنتر میان فعالیت ارتباطی و نتیجه کسبوکار هستند.
این تغییرات باعث شده پرسش اصلی از «از چه کانالهایی استفاده کنیم؟» به سوالهای جدیتری برسد: کدام فعالیت واقعا ارزش انجام دادن دارد؟ هوش مصنوعی در کجا باید سرعت ایجاد کند؟ چگونه تیم داخلی و آژانس بیرونی از یک منطق واحد پیروی کنند؟ و چگونه میتوان نتیجهای ارائه کرد که مدیران نیز به آن اعتماد داشته باشند؟
این نگاه با تحولی که در خود صنعت روابط عمومی نیز اتفاق افتاده هماهنگ است. در مطلب روابط عمومی تا سال ۲۰۲۶ چگونه تغییر کرده است نیز میتوان دید که مرز میان روابط رسانهای، داده، فناوری و مدیریت اعتبار کمتر از گذشته مشخص است و تیمهای ارتباطی مجبورند نقش گستردهتری بر عهده بگیرند.
رسانه تحت مالکیت به نقطه شروع مدل تبدیل شده است
یکی از مهمترین تغییرهای نسخه جدید PESO جایگاه رسانه تحت مالکیت است. در گذشته ممکن بود وبلاگ یا وبسایت فقط محلی برای انتشار محتوایی تلقی شود که در مرحله بعد از طریق روابط عمومی، شبکه اجتماعی یا تبلیغات توزیع میشود. در مدل جدید، رسانه تحت مالکیت مرکز ثقل سیستم است.
دلیل این تغییر فقط کنترل مستقیم برند بر وبسایت نیست. محتوای تحت مالکیت جایی است که سازمان میتواند تخصص خود را با جزئیات نشان دهد، به پرسشهای واقعی مخاطب پاسخ دهد، منابع و شواهد ارائه کند و تصویری منسجم از حوزه فعالیت خود بسازد.
در دوره جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، این نقش اهمیت بیشتری پیدا کرده است. سیستمهای هوش مصنوعی برای تشخیص اینکه چه چیزی را نمایش دهند، خلاصه کنند یا به آن استناد کنند به اطلاعات قابل فهم و قابل دفاع نیاز دارند. محتوای تحت مالکیت میتواند منبع اصلی برای ساخت چنین شناختی باشد.
هدف تولید محتوای بیشتر نیست
در این مدل، استفاده از هوش مصنوعی برای رسانه تحت مالکیت به معنای پر کردن سریع وبلاگ نیست. فناوری میتواند برای شناسایی سوالهای مهم مشتریان و ذینفعان، سازماندهی بهتر محتوا و تقویت سازگاری میان منابع استفاده شود.
خروجی مطلوب حجم بیشتر نیست؛ محتوایی است که واضحتر، مستندتر و قابل اعتمادتر باشد و بتواند هم برای انسان و هم برای سیستمهای ماشینی معنای مشخصی داشته باشد.
رسانه کسبشده از پوشش خبری به تایید اعتبار حرکت کرده است
در رویکرد سنتی روابط عمومی، تعداد خبرها و پوششهای رسانهای میتوانست به خودی خود معیار موفقیت تلقی شود. نسخه تکاملیافته PESO نگاه متفاوتی دارد. ارزش رسانه کسبشده در تعداد اشارهها نیست، بلکه در قدرت تایید آنهاست.

اگر برند در رسانه تحت مالکیت خود ادعایی درباره تخصص، فناوری یا عملکرد مطرح کرده باشد، تایید همان موضوع از طرف یک رسانه مستقل، تحلیلگر، متخصص یا منبع معتبر میتواند وزن بسیار بیشتری ایجاد کند.
در این نگاه، روابط رسانهای نباید صرفا دنبال بیشترین تعداد انتشار باشد. باید بررسی شود کدام رسانه، خبرنگار یا منبع مستقل میتواند اعتباری را تقویت کند که برند پیش از آن در داراییهای خودش ساخته است.
هوش مصنوعی در رسانه کسبشده چه نقشی دارد؟
ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند به شناسایی فرصتهایی کمک کنند که بیشترین ارتباط را با حوزه اعتبار برند دارند. همچنین میتوانند حجم زیادی از دادههای رسانهای را بررسی کنند و نشان دهند کدام منابع یا موضوعها بیشترین ارتباط را با هدف مورد نظر دارند.
اما تصمیم نهایی فقط براساس حجم یا دسترسی رسانه گرفته نمیشود. اعتبار منبع، ارتباط موضوعی و توان آن برای تایید مستقل یک ادعا اهمیت بیشتری دارد.
رسانه اشتراکی باید مدرک پذیرش باشد نه کارخانه محتوا
هوش مصنوعی میتواند تعداد تقریبا نامحدودی پست اجتماعی تولید کند. درست به همین دلیل، توانایی تولید بیشتر دیگر مزیت تعیینکنندهای نیست. مسئله این است که چه چیزی ارزش انتشار و تقویت دارد.
نسخه جدید PESO رسانه اشتراکی را نوعی حلقه اثبات میبیند. شبکه اجتماعی باید نشان دهد چه پیام، موضوع یا محتوایی واقعا واکنش مخاطبان را برانگیخته است. چیزی که مردم با آن تعامل کردهاند، دربارهاش حرف زدهاند یا آن را بازنشر کردهاند، نشانهای قویتر از دهها ایده آزمایشنشده است.
هوش مصنوعی میتواند این واکنشها را تحلیل کند، الگوها را پیدا کند و کمک کند بفهمیم چه چیزی با مخاطب ارتباط برقرار کرده است. اما مدل PESO تعیین میکند چه چیزی ارزش ادامه دادن و تقویت دارد.
رسانه پولی باید چیزی را تقویت کند که از قبل کار میکند
در این مدل، تبلیغات برای نجات یک ایده ضعیف استفاده نمیشود. رسانه پولی مرحلهای برای افزایش سرعت و دامنه چیزی است که قبلا نشانههای موفقیت خود را نشان داده است.
اگر یک موضوع در محتوای تحت مالکیت پاسخ خوبی گرفته، رسانههای مستقل آن را تایید کردهاند و جامعه نیز واکنش مثبتی نشان داده است، سرمایهگذاری پولی میتواند دامنه دسترسی آن را گسترش دهد.
هوش مصنوعی در این بخش میتواند هدفگیری را دقیقتر کند، آزمایشهای تبلیغاتی را سریعتر انجام دهد و تخصیص بودجه را بهینه کند. با این حال، معیار نهایی نباید فقط عملکرد یک کمپین تبلیغاتی جداگانه باشد؛ هزینه تبلیغات باید به هدف یکپارچه کل سیستم متصل شود.
ترتیب درست چهار رسانه در مدل PESO چیست؟
یکی از تفاوتهای مهم رویکرد جدید PESO تاکید بر ترتیب است. قرار نیست چهار نوع رسانه همزمان و بدون رابطه مشخص فعال شوند. حرکت از یک مرکز معتبر شروع میشود و در مراحل بعدی اعتبار و دامنه اثر افزایش پیدا میکند.
| مرحله | اقدام | پرسش اصلی |
| ۱. تحت مالکیت | ساخت پاسخ، تخصص و شواهد | ما دقیقا چه چیزی را میتوانیم با مدرک اثبات کنیم؟ |
| ۲. کسبشده | دریافت تایید مستقل | چه منبع معتبری میتواند این ادعا را تایید کند؟ |
| ۳. اشتراکی | گردش و مشاهده واکنش مخاطب | مخاطبان به کدام بخش واقعا واکنش نشان دادهاند؟ |
| ۴. پولی | تقویت موارد اثباتشده | برای چه چیزی ارزش دارد بودجه بیشتری صرف کنیم؟ |
این ترتیب یک قانون غیرقابل تغییر برای همه کمپینها نیست، اما منطق آن اهمیت دارد: تبلیغ و توزیع نباید قبل از مشخص شدن ارزش اصلی پیام به فعالیت اصلی تبدیل شوند.
PESO از مدل کمپین به سیستم عملیاتی تبدیل شده است
یکی از مهمترین ادعاهای مقاله اصلی این است که PESO دیگر فقط برای طراحی یک کمپین استفاده نمیشود. سازمانها میتوانند آن را در سطح کل بازاریابی و ارتباطات اجرا کنند.
سیستم عملیاتی در اینجا به معنی مجموعهای از قواعد مشترک است که تیمها و ابزارهای مختلف بتوانند براساس آن تصمیم بگیرند. وقتی چند آژانس، چند واحد تجاری یا چند منطقه جغرافیایی روی یک برند کار میکنند، نبود چنین زبان مشترکی خیلی زود به دوباره کاری و پیامهای متناقض منجر میشود.
PESO در این سطح میتواند فرایند تصمیمگیری را استاندارد کند، اصطکاک میان تیمها را کاهش دهد و در عین حال فضایی برای خلاقیت و آزمایش باقی بگذارد.
از کمپین مقطعی به عملیات پیوسته
در شکل اولیه، بسیاری از سازمانها مدل را برای یک کمپین مشخص اجرا میکردند: چند محتوای تحت مالکیت، روابط رسانهای، فعالیت اجتماعی و تبلیغات. در نسخه عملیاتی، همین منطق به برنامهریزی دائمی سازمان منتقل میشود.
تیم داخلی و آژانس بیرونی روی اولویتهای مشترک قرار میگیرند، نحوه کار در مناطق و برندهای مختلف تا حد ممکن سازگار میشود و برنامهریزی از یک ریتم تکرارشونده پیروی میکند. نتیجه این است که با تغییر نیروها یا شروع فصل جدید، همه چیز دوباره از صفر طراحی نمیشود.
یک سیستم باید یک تصویر واحد هم ارائه دهد
مدیریت ارشد معمولا به گزارش جداگانه روابط عمومی، شبکه اجتماعی، تبلیغات و محتوا نیاز ندارد. آنچه برای تصمیمگیری اهمیت دارد این است که مجموع این فعالیتها چه تاثیری بر هدف کسبوکار داشتهاند.
مدل عملیاتی PESO تلاش میکند یک ساختار برنامهریزی، یک انتظار مشترک از یکپارچگی و یک منطق اندازهگیری مرتبط با هدف کسبوکار ایجاد کند. در این حالت، مدیر به جای مدیریت کانالها، نتیجه را مدیریت میکند.
اجرای مدل PESO در سال ۲۰۲۶ از کجا شروع میشود؟
اشتباه رایج این است که برنامهریزی را با کانال آغاز کنیم: چه چیزی منتشر کنیم، چه چیزی برای خبرنگار بفرستیم، چه پستی در شبکه اجتماعی قرار دهیم یا کدام محتوا را تبلیغ کنیم.
PESO ترتیب را برعکس میکند. ابتدا باید نتیجه کسبوکاری مشخص شود که تیم در برابر آن مسئول است. بعد باید معلوم شود مخاطب در نتیجه این فعالیت ارتباطی چه تصمیمی را باید متفاوت بگیرد. کانال پس از پاسخ به این دو سوال وارد برنامه میشود.
این ترتیب باعث میشود چهار نوع رسانه به جریانهای موازی و بیارتباط تبدیل نشوند. هر کدام اهرمی برای حرکت دادن همان نتیجه هستند.
اندازهگیری در مدل PESO چگونه تغییر کرده است؟
یکی از بزرگترین تغییرها در نسخه ۲۰۲۶ مدل به اندازهگیری مربوط میشود. وقتی هر تیم گزارش جداگانه خودش را ارائه میدهد، خیلی راحت ممکن است همه اعداد خوب به نظر برسند اما هیچکس نتواند توضیح دهد فعالیتها در کنار هم چه تغییری ایجاد کردهاند.
مدل جدید مدیران را از معیارهای محدود به کانال دور میکند و به سمت نگاه سیستمی میبرد. به جای اینکه فقط بپرسیم یک پست چه مقدار تعامل گرفته، چند خبر منتشر شده یا تبلیغات چه نرخ کلیکی داشته، باید دید این اجزا در کنار هم چطور بر تصمیم مخاطب و نتیجه مورد انتظار اثر گذاشتهاند.
| اندازهگیری کانالمحور | اندازهگیری در PESO تکاملیافته |
| تعداد پوشش رسانهای | قدرت تایید مستقل و تاثیر آن بر اعتبار |
| لایک و اشتراکگذاری | نشانههای واقعی پذیرش پیام توسط مخاطب |
| تعداد مقاله منتشرشده | توان محتوا برای ساخت تخصص، پاسخ به نیاز و پشتیبانی از سایر رسانهها |
| عملکرد جداگانه تبلیغات | میزان کمک تبلیغات به تقویت یک پیام اثباتشده و هدف مشترک |
اندازهگیری در این حالت فقط برای تهیه گزارش پایان ماه نیست. داده باید به تصمیم بعدی کمک کند: چه چیزی ادامه پیدا کند، چه چیزی متوقف شود و منابع در کجا ارزش بیشتری ایجاد میکنند.
نقش مدیران در مدل PESO چیست؟
یکی از مشکلات رایج در سازمانها این است که از تیمها خواسته میشود «بهتر از هوش مصنوعی استفاده کنند»، بدون اینکه شیوه مدیریت کار تغییر کند. در این شرایط فناوری تازه وارد همان ساختار قدیمی و نامنسجم میشود.
در نسخه تکاملیافته PESO، نقش رهبران انتخاب تکتک قالبهای محتوا یا دخالت در اجرای کانالها نیست. آنها باید شرایطی را تعریف کنند که کار در آن انجام میشود: نتیجه مورد انتظار چیست، یکپارچگی میان تیمها چه معنایی دارد، موفقیت چگونه سنجیده میشود و هنگام محدودیت منابع چه اولویتهایی قابل چشمپوشی هستند.
مهمتر از همه، مدیریت باید قبل از سرعت، وضوح ایجاد کند. در محیطی که هوش مصنوعی اجرای کار را سریع میکند، اگر جهت اشتباه باشد همان جهت اشتباه نیز سریعتر طی خواهد شد.
مدل PESO برای تیمهای اجرایی چه تغییری ایجاد میکند؟
برای تیمها، PESO به معنی اجرای کار درون مجموعهای از قواعد روشن است. تیم قرار نیست هر بار براساس بلندترین درخواست یا جدیدترین ترند اولویت خود را تغییر دهد.
اعضا میدانند رسانه تحت مالکیت در کجا باید مسیر را آغاز کند، رسانه کسبشده چگونه اعتبار را تقویت میکند و چه زمانی یک پیام به اندازه کافی اثبات شده است که در رسانه اشتراکی و پولی تقویت شود.
در چنین ساختاری، هوش مصنوعی میتواند به جای ایجاد اضطراب به ضریب بهرهوری تبدیل شود. تیم میداند کدام بخشها را میتوان با فناوری سریعتر کرد و در کدام نقاط قضاوت انسانی باید کنترل را حفظ کند.
مدل PESO در سال ۲۰۲۶ چه معنایی برای روابط عمومی دارد؟
پیام نسخه جدید مدل این نیست که روابط عمومی باید چهار کانال را به فهرست وظایف خود اضافه کند. اتفاقا هدف جلوگیری از همین انباشت بیپایان کار است.
PESO کمک میکند قبل از اجرا مشخص شود چه چیزی ارزش انجام دادن دارد و چه چیزی فقط فعالیت بیشتری تولید میکند. محتوا باید پایه اعتبار بسازد، پوشش رسانهای باید آن را تایید کند، جامعه باید نشانه پذیرش ارائه دهد و تبلیغات باید نتیجه اثباتشده را گسترش دهد.
در چنین مدلی، موفقیت از تعداد کانالهای فعال به کیفیت ارتباط میان آنها منتقل میشود. سازمانی که چهار بخش PESO را جداگانه و بدون هدف مشترک اجرا میکند ممکن است فعالیت زیادی داشته باشد، اما هنوز از منطق واقعی مدل استفاده نکرده باشد.
سوالات متداول درباره مدل رسانهای PESO
PESO مخفف چه کلماتی است؟
PESO از Paid Media ،Earned Media ،Shared Media و Owned Media ساخته شده است که به ترتیب رسانه پولی، رسانه کسبشده، رسانه اشتراکی و رسانه تحت مالکیت هستند.
آیا مدل PESO فقط برای روابط عمومی است؟
خیر. یکی از تاکیدهای اصلی نسخه ۲۰۲۶ همین است که PESO چارچوب اختصاصی روابط عمومی نیست. مدل میتواند بازاریابی، روابط عمومی، محتوا، شبکههای اجتماعی، تبلیغات و آژانسهای بیرونی را روی یک سیستم مشترک قرار دهد.
از کدام بخش PESO باید شروع کرد؟
در نسخه تکاملیافته مدل، رسانه تحت مالکیت نقطه اتکای اصلی است. برند ابتدا باید پاسخ، تخصص و شواهد خود را در داراییهایی که کنترل میکند بسازد و سپس اعتبار آن را با رسانه کسبشده تقویت کند.
رسانه کسبشده در مدل جدید چه نقشی دارد؟
هدف فقط افزایش تعداد پوشش خبری نیست. رسانه کسبشده باید به عنوان تایید مستقل عمل کند و اعتبار موضوعی را که برند در رسانه تحت مالکیت ساخته است تقویت کند.
هوش مصنوعی چه تاثیری بر مدل PESO داشته است؟
هوش مصنوعی اجزای PESO را عوض نکرده، اما نیاز به ساختار و هماهنگی را بیشتر کرده است. اجرای سریعتر بدون اولویت و قواعد روشن میتواند حجم فعالیت و آشفتگی را افزایش دهد. PESO مشخص میکند فناوری در کجا باید سرعت ایجاد کند و کجا قضاوت انسانی همچنان ضروری است.
آیا چهار نوع رسانه باید همزمان فعال شوند؟
نه لزوما. نسخه جدید مدل بیشتر بر توالی و ارتباط میان فعالیتها تاکید دارد تا فعال کردن همزمان همه کانالها. ابتدا هدف و منبع اعتبار مشخص میشود و سپس تایید، توزیع و تقویت به آن اضافه میشوند.
مقالات مرتبط
تازهترین مقالات
مدل رسانهای PESO چیست؟ راهنمای ترکیب چهار نوع رسانه
مدل PESO دیگر فقط نموداری برای تقسیم رسانهها به چهار گروه نیست. نسخه تکاملیافته این مدل در سال ۲۰۲۶ رسانههای پولی، کسبشده، اشتراکی و تحت مالکیت را در یک سیستم واحد برای برنامهریزی، اجرا و اندازهگیری قرار میدهد. در این...
اعتماد به برند چگونه شکل میگیرد؟ درسهای گزارش اعتماد ادلمن ۲۰۲۶
گزارش اعتماد ادلمن ۲۰۲۶ از جهانی میگوید که مردم در آن بیش از گذشته به حلقههای آشنا و نزدیک خود عقبنشینی کردهاند. ۷۰ درصد پاسخدهندگان برای اعتماد به افرادی که با آنها تفاوت دارند مردد یا کاملا بیاعتمادند. برای برندها،...
سبزشویی چیست؟ چکلیست ادعاهای محیطزیستی پیش از انتشار
سبزشویی همیشه با یک دروغ آشکار اتفاق نمیافتد. گاهی یک آمار درست، برچسب بازیافت، وعده کاهش انتشار کربن یا کمپین درختکاری، تصویری از عملکرد محیطزیستی سازمان ایجاد میکند که با واقعیت تفاوت دارد. این مقاله با بررسی هفت الگوی شناختهشده...
پایش رسانهای و شنیدن اجتماعی چه تفاوتی دارند؟
پایش رسانهای برای ثبت و بررسی پوشش اخبار، اشارههای رسانهای و موضوعات مرتبط با برند به کار میرود؛ در حالی که شنیدن اجتماعی یا Social Listening با تحلیل گفتگوهای آنلاین، روندها، احساسات و نیازهای مخاطبان را شناسایی میکند. پایش شبکههای...